سلام دوباره به تویی که میخوای متفاوت بنویسی!
تا اینجای کار، ما یه سفر خیلی عمیق به پشت صحنهی گوگل دیسکاور داشتیم، نه؟ با هم گپ زدیم که دیسکاور چطور مثل یه دوست خوشسلیقه برامون محتوا گلچین میکنه، از خط قرمزهای مطلقش (محتوای ممنوع) حرف زدیم، فهمیدیم چرا روی محتوای پزشکی و مالی (YMYL) اینقدر حساسه و در مورد اون ترفندهای اعصابخردکن مثل کلیکبیت که اعتماد کاربر رو نابود میکنه، کلی تحلیل کردیم.
فهمیدن این قوانین، تازه قدم اوله. قدم دوم، بهینهسازی محتوا برای دیسکاور بر اساس همین بایدها و نبایدهاست. قبل از اینکه بریم سراغ جزئیات کامل و کالبدشکافی تمام این سیاستها، بیا یه چکلیست سریع و کاربردی با هم داشته باشیم تا ببینی چقدر تا رسیدن به این فید جذاب فاصله داری.
چکلیست سریع سیاستهای دیسکاور: راهکار نگین
| سطح خطر (Risk Level) | نوع محتوا (Content Type) | چرا گوگل حساسه؟ (The “Why“) | راهکار نگین (My Advice) |
| ممنوع (Prohibited) | خطرناک، نفرتپراکن، جنسی صریح | نقض مستقیم اعتماد و امنیت کاربر. | اصلاً سمتش نرو. حذف کامل! |
| محدود (Restricted) | پزشکی، مالی (YMYL)، سلاح | ریسک بالای آسیب رساندن (مالی/جانی). | فقط با E-E-A-T بسیار قوی (تخصص و اعتبار واقعی) بنویس. |
| فریبنده (Deceptive) | کلیکبیت، تبلیغ مزاحم، عکس جعلی | بازی با اعصاب کاربر، قول شکسته شده. | صادق باش! تیتر و محتوا باید یکی باشن. تجربه کاربری رو فدای کلیک نکن. |
| کیفیت پایین (Low Quality) | کپی، بدون ارزش افزوده، تجربه ضعیف | مفید نبودن (نقض آپدیت محتوای مفید). | محتوای اصیل با «تجربه» (Experience) واقعی خودت بنویس. |
چرا گوگل دیسکاور سیاستهای محتوایی سختگیرانهای دارد؟
راستش را بخواهی، جواب در خودِ ماهیت دیسکاور نهفته است. برخلاف جستجوی گوگل (Search) که تو فعالانه دنبال چیزی میگردی، در دیسکاور این گوگل است که محتوا را به تو پیشنهاد میدهد. این یک تغییر بزرگ در دینامیک ماجراست. گوگل دارد اعتبارش را وسط میگذارد و میگوید: «هی! من فکر میکنم تو از این مطلب خوشت بیاد.» اگر آن مطلب بد، گمراهکننده یا بیکیفیت باشد، این اعتماد از بین میرود.
درک هدف دیسکاور: ارائه محتوای مفید، ایمن و مبتنی بر علاقه کاربر
هدف اصلی دیسکاور این نیست که فقط «کلیک» بگیرد؛ هدفش ایجاد یک تجربه رضایتبخش و مفید برای توست.
یادم میآید یکبار قبل از سفرم به یزد، داشتم در مورد شیرینیهای سنتی آنجا جستجو میکردم. فردا صبح، دیسکاور من پر شده بود از مقالههای جذاب در مورد خانههای تاریخی یزد و بهترین کافههای سنتی. من اصلاً دنبال اینها نگشته بودم، اما گوگل علاقه من را تشخیص داده بود و محتوایی «مفید» و «مرتبط» به من نشان داد.
گوگل میخواهد مطمئن شود محتوایی که پیشنهاد میدهد:
۱. مبتنی بر علاقه (Interest-based): دقیقاً با چیزهایی که دوست داری همخوانی دارد.
۲. مفید (Helpful): چیزی به تو اضافه میکند، سرگرمت میکند یا اطلاعات جدیدی میدهد.
۳. ایمن (Safe): عاری از هرگونه محتوای خطرناک، آزاردهنده، اسپم یا اطلاعات غلط و فریبنده است.
تفاوت «واجد شرایط بودن» (Eligibility) با «نقض سیاست» (Violation)
اینجا نقطهای است که خیلیها گیج میشوند. بگذار با یک مثال برایت توضیح دهم:
تصور کن میخواهی برای ویزای یک کشور خیلی سختگیر اقدام کنی.
- نقض سیاست (Violation): مثل این است که تو با مدارک جعلی یا سابقهی کیفری اقدام کنی. اصلاً پروندهات بررسی هم نمیشود و بلافاصله رد میشوی. در دیسکاور، محتوای اسپم، نفرتپراکنی، محتوای خطرناک یا فریبکاری، «نقض سیاست» است و شانسی برای نمایش ندارد.
- واجد شرایط بودن (Eligibility): حالا فرض کن مدارکت کامل است و سوءپیشینه هم نداری. آیا حتماً ویزا میگیری؟ نه! آفیسر باید قانع شود که تو واقعاً توریست هستی، پول کافی داری و حضورت در آن کشور «ارزشمند» است.
محتوای تو در دیسکاور هم همینطور است. ممکن است مطلبت اسپم نباشد (یعنی نقض سیاست نکرده باشی)، اما اگر:
- تیترهای اغراقآمیز و شوکهکننده داشته باشد تا فقط کلیک بگیرد.
- صرفاً خلاصهی چند مطلب دیگر باشد و هیچ ارزش افزودهی جدیدی ارائه ندهد.
- پر از غلطهای املایی و نگارشی باشد و سرسری نوشته شده باشد.
در این صورت، تو صرفاً «واجد شرایط» نمایش نیستی. گوگل تو را رد نمیکند، فقط انتخاب نمیکند.
ارتباط مستقیم این سیاستها با اصول E-E-A-T و آپدیت محتوای مفید
اینجا دقیقاً همان نقطهای است که همهچیز به هم گره میخورد. دیسکاور، در واقع، سختگیرترین آزمون برای سنجش «محتوای مفید» (Helpful Content) و E-E-A-T است.
یادت هست که در آپدیت محتوای مفید (HCU)، گوگل گفت محتوایی میخواهد که در درجه اول برای انسانها نوشته شده باشد، نه برای موتورهای جستجو؟ دیسکاور دقیقاً همین را میخواهد.
گوگل چطور این را میسنجد؟ با E-E-A-T (تجربه، تخصص، اعتبار، اعتماد):
- تجربه (Experience – E اول): دیسکاور عاشق محتوایی است که نشاندهندهی تجربهی دست اول باشد. وقتی من از آن کافه در یزد مینویسم و حسوحال نشستن روی تخت سنتیاش را توصیف میکنم، این «تجربه» است و گوگل آن را به یک بازنویسی ساده از ویکیپدیا ترجیح میدهد.
- تخصص (Expertise): آیا این محتوا توسط کسی نوشته شده که واقعاً موضوع را میفهمد؟
- اعتبار (Authoritativeness): آیا این سایت بهعنوان یک مرجع در این حوزه شناخته میشود؟
- اعتماد (Trustworthiness): آیا میتوانم به این اطلاعات اعتماد کنم؟ آیا منابع مشخصی دارد؟
سیاستهای سختگیرانهی دیسکاور در واقع همان فیلترهای E-E-A-T و HCU هستند که در شخصیترین حالت ممکن اعمال میشوند. گوگل میخواهد مطمئن شود دوستی که برایت مطلب میفرستد (یعنی خودِ دیسکاور)، هم متخصص و باتجربه است و هم کاملاً قابل اعتماد.
به نظرم، اگر میخواهی در دیسکاور موفق باشی، نباید اصلاً بهش فکر کنی! فقط باید روی نوشتن بهترین، مفیدترین و صادقانهترین محتوایی که میتوانی برای مخاطب واقعیات بنویسی تمرکز کنی.
تو چطور؟ تا حالا تجربهی جالبی با دیسکاور (چه بهعنوان کاربر و چه بهعنوان تولیدکننده محتوا) داشتهای؟ خوشحال میشوم تجربهات را بشنوم.
لیست کامل محتوای ممنوع (Prohibited Content) در دیسکاور
۱. محتوای خطرناک (Dangerous Content): ترویج آسیب به خود یا دیگران
این اولین و مهمترین خط قرمزه. هر چیزی که به کسی آسیب بزنه. فکرش رو بکن، گوگل بخواد به تو مقالهای نشون بده که توش یاد داده چطور به خودت آسیب بزنی، مواد مخدر بسازی، یا حتی دستورالعمل ساخت یه وسیله خطرناک رو بده. این دقیقاً برعکس اون حس «ایمنی» و «اعتماد» هست که در موردش حرف زدیم. گوگل بهشدت جلوی هر محتوایی که آسیب جسمی، روانی یا مالی جدی رو ترویج کنه، میایسته.
۲. محتوای آزاردهنده و نفرتپراکن (Harassment & Hateful Content)
اینجا جاییه که اون حس خوب و صمیمی کاملاً از بین میره. محتوایی که یه فرد یا گروه رو به خاطر نژاد، دین، جنسیت، قومیت یا هر ویژگی دیگهای مسخره میکنه، تهدید میکنه یا به بقیه هم همینو یاد میده. دیسکاور قرار نیست تریبونی برای قلدری آنلاین یا نفرتپراکنی باشه. گوگل میخواد فضای دیسکاور یه جای امن و محترمانه باشه، نه میدون جنگ و توهین.
۳. محتوای جنسی صریح (Sexually Explicit Content)
ببین، دیسکاور یه فید عمومیه که ممکنه هر کسی با هر سنوسالی اون رو ببینه. قرار نیست یهو وسط چک کردن اخبار صبح، یه تصویر یا مطلب پورنوگرافی جلوت سبز بشه. گوگل خیلی واضح گفته محتوای جنسی صریح و عریان (بهقصد تحریک) هیچ جایی در دیسکاور نداره. این یه سیاست خیلی سختگیرانه است برای حفظ اون تجربه کاربری عمومی و ایمن.
۴. محتوای خشونتآمیز و دلخراش (Graphic Violent Content)
این هم شبیه مورد قبلیه. هیچکس دوست نداره ناخواسته با تصاویر دلخراش، صحنههای کشتار، خونریزی شدید یا خشونت گرافیکی مواجه بشه. اینجور محتواها شوکهکننده هستن و اون حس خوبی که از گشتن توی دیسکاور دنبالش هستیم رو نابود میکنن. مگر اینکه محتوا بخشی از یه خبر مهم و مستند باشه (مثل اخبار جنگ)، که اون هم باز با کلی ملاحظه انجام میشه. اما در حالت عادی، نمایش خشونت صریح، ممنوعه.
۵. محتوای تروریستی و افراطگرایانه
این مورد خیلی روشنه. هر نوع محتوایی که از گروههای تروریستی حمایت کنه، اونها رو تبلیغ کنه، یا بخواد اعضای جدیدی براشون جذب کنه، بلافاصله حذف میشه. گوگل اصلاً با امنیت شوخی نداره و دیسکاور قرار نیست بستری برای ترویج افکار افراطی و خطرناک باشه.
۶. محتوای مرتبط با بهرهکشی جنسی از کودکان
این یکی دیگه وحشتناکترین و مطلقترین خط قرمز گوگله. هر چیزی، حتی اشاره، به آزار یا بهرهکشی جنسی از کودکان نه تنها از دیسکاور حذف میشه، بلکه گوگل قانوناً موظفه اون رو به مقامات گزارش بده. اینجا دیگه بحث سئو و محتوا نیست، بحث یه جرم جهانیه و گوگل در موردش «تحمل صفر» (Zero Tolerance) داره.
محتوای محدود شده (Restricted Content): موضوعاتی که دیسکاور با احتیاط نمایش میدهد
محتوای YMYL: سیاستهای سختگیرانه برای محتوای پزشکی، مالی و حقوقی
این مخفف (YMYL) برای من بهعنوان یه متخصص محتوا، تقریباً مقدسترین بخش کاره. یعنی «Your Money or Your Life» (پول تو یا زندگی تو). هر محتوایی که میتونه مستقیماً روی سلامت، ثروت، امنیت یا خوشبختی آیندهی تو تأثیر بذاره، توی این دسته قرار میگیره.
فکرش رو بکن. یه روز صبح دیسکاور رو باز میکنی و یه مقاله میبینی با تیتر: «این دمنوش گیاهی، دیابت نوع دو را در سه روز درمان میکند!» این یه ادعای پزشکیه. اگه این اطلاعات غلط باشه چی؟ اگه کسی که اینو میخونه، داروی اصلیش رو قطع کنه و به امید این دمنوش بشینه چی؟ میبینی چقدر خطرناکه؟
اینجاست که E-E-A-T (مخصوصاً تخصص و اعتبار) با تمام قدرتش وارد میشه. گوگل برای نمایش محتوای پزشکی، مالی (مثل مشاوره سرمایهگذاری در بورس) یا حقوقی (مثل راهنمای گرفتن مهریه) در دیسکاور، باید ۱۰۰٪ مطمئن باشه که نویسندهی اون مطلب و خودِ سایت، متخصص، معتبر و قابل اعتماد هستن.
یه نظر شخصی یا یه تجربهی بیاساس اینجا هیچ جایی نداره. برای همین این محتواها بهشدت «محدود» میشن و گوگل ترجیح میده این اطلاعات رو فقط از منابع رسمی (مثل سازمانهای بهداشتی، سایتهای خبری معتبر، یا نهادهای دولتی) به تو نشون بده.
اطلاعات غلط و گمراهکننده (Misinformation & Disinformation)
این مورد یه کم با YMYL همپوشانی داره، اما خیلی گستردهتره. «اطلاعات غلط» (Misinformation) ممکنه یه سوتفاهم یا یه اشتباه سهوی باشه، اما «اطلاعات گمراهکننده» (Disinformation) عمداً برای فریب دادن تو ساخته شده.
یاد دوران اوج کرونا بیفت. چه حجم وحشتناکی از اطلاعات غلط در مورد واکسنها، درمانهای خانگی عجیبوغریب و تئوریهای توطئه پخش میشد. گوگل تمام تلاشش رو کرد که جلوی پخش شدن اینها رو توی دیسکاور بگیره.
چرا؟ چون اگه گوگل (همون دوست خوشسلیقهای که در موردش حرف زدیم) شروع کنه به فرستادن اطلاعاتی که بعداً معلوم میشه دروغ بوده، تو دیگه به هیچکدوم از پیشنهادهاش اعتماد نمیکنی. این اعتماد، همون چیزیه که کل سیستم دیسکاور رو سرپا نگه داشته.
محتوای مرتبط با الکل، تنباکو، قمار و سلاح
اینها موضوعاتی هستن که توی خیلی از کشورها قانونیان، اما حساسیت بالایی دارن. ممکنه کاربری که داره دیسکاور رو میبینه زیر سن قانونی باشه، یا ممکنه یه نفر در حال ترک اعتیاد به قمار یا الکل باشه.
دیسکاور نمیخواد ناخواسته باعث آزار کسی بشه یا محتوایی رو ترویج کنه که مناسب همه نیست. به همین دلیل، نمایش محتوایی که مستقیماً این موارد رو «تبلیغ» یا «تشویق» میکنه (نه اینکه صرفاً در موردشون «خبر» یا «مستند» پخش کنه) خیلی محدوده. گوگل نمیخواد فید شخصی تو شبیه یه ویترین تبلیغاتی برای اینجور چیزها بشه.
محتوای غیراخلاقی و فریبنده (Deceptive Practices)
این یکی دیگه واقعاً روی اعصاب منه! اینها محتواهایی هستن که سعی میکنن تو رو گول بزنن تا یه کاری بکنی. این دقیقاً نقطهی مقابل «محتوای مفید» (Helpful Content) هست.
مثلاً چی؟
- جا زدن تبلیغ بهجای محتوا: مقالهای که ظاهراً داره یه محصول رو خیلی بیطرفانه «نقد» میکنه، اما در واقع یه رپورتاژ آگهی پنهانه و هیچجا اینو شفاف نمیگه.
- کلیکبیت (Clickbait) فریبنده: تیترهایی که یه قول بزرگ میدن («راز ثروتمند شدن در یک شب!») ولی وقتی وارد میشی، محتوا هیچ ربطی نداره یا فقط میخواد یه پکیج آموزشی بهت بفروشه.
- تقلید هویت: صفحاتی که خودشون رو شبیه یه سایت خبری معتبر یا یه سازمان دولتی جا میزنن تا ازت اطلاعات بگیرن یا روت تأثیر بذارن.
این کارها دقیقاً یعنی بازی کردن با اعتماد کاربر. این محتواها «مفید» نیستن؛ «فرصتطلب» هستن و گوگل روزبهروز داره باهوشتر میشه تا این ترفندها رو تشخیص بده و جلوی نمایششون رو بگیره.
فراتر از محتوای ممنوع: تاکتیکهای فریبندهای که منجر به جریمه میشوند
خط قرمز دیسکاور: عناوین کلیکبیت (Clickbait) و اغراقآمیز
این برای من خط قرمز شماره یکه. میدونی چیه؟ کلیکبیت یه «قول شکسته شده» است.
تصور کن یه تیتر میبینی: «راز ثروتمند شدن در یک شب! بالاخره فاش شد!»… تو با هیجان کلیک میکنی، به امید اینکه واقعاً یه راهکار جالب پیدا کنی. بعد وارد صفحهای میشی که توش نوشته: «باید سخت کار کنید و پسانداز کنید.»
چه حسی بهت دست میده؟ حس میکنی بهت خیانت شده. حس میکنی وقتت تلف شده.
گوگل دیسکاور میخواد به تو «حس خوب» بده، نه اینکه کاری کنه حس کنی «احمق» فرض شدی. تیترهایی که بیش از حد اغراق میکنن، شوکهکننده هستن (مثل: «اتفاقی که امشب همهی مردم ایران را شوکه کرد!») یا قولی میدن که محتوا اصلاً بهش عمل نمیکنه، بزرگترین دشمن اعتمادن.
استفاده از تصاویر فریبنده، دستکاری شده یا بیکیفیت
اینم معمولاً دست در دست همون تیتر کلیکبیت میاد. تا حالا شده روی یه عکس خیلی عجیب (مثلاً یه موجود عجیبالخلقه) کلیک کنی، بعد کل مقاله رو زیرورو کنی و اصلاً اون عکس هیچ ربطی به ماجرا نداشته باشه؟
یا مثلاً استفاده از عکسهای «قبل و بعد» که با فتوشاپ تابلو دستکاری شدن تا یه کرم لاغری رو بفروشن. این کارها یعنی دروغ گفتن با تصویر.
گوگل میخواد تصاویری که در دیسکاور نشون میده، باکیفیت، مرتبط و مهمتر از همه «صادقانه» باشن. تصویری که میذاری باید خلاصهی بصری همون داستانی باشه که قراره تعریف کنی، نه یه طعمه برای کلیک.
پنهان کردن اطلاعات کلیدی برای مجبور کردن کاربر به کلیک
این یکی خیلی نامردیه! بهش میگن «شکاف اطلاعاتی» (Information Gap).
تیتر میزنه: «این بازیگر محبوب سینما بر اثر یک بیماری نادر درگذشت…»
بعد تو کلیک میکنی. پاراگراف اول زندگینامهی بازیگره. پاراگراف دوم لیست فیلمهاشه. پاراگراف سوم در مورد خانوادهشه. تو مجبوری کل صفحه رو اسکرول کنی تا آخرش بفهمی اصلاً اسم اون بازیگر چی بوده!
این یعنی تو برای کاربر «ارزش» قائل نشدی. تو داری اون رو «مجبور» میکنی برای یه جواب ساده، توی محتوای تو بدوئه. این دقیقاً برعکس آپدیت «محتوای مفید» (Helpful Content) هست که میگه: «جواب رو سریع و واضح بده.»
جعل هویت (Impersonation) و ارائه اطلاعات نویسنده نادرست (نقض مستقیم E-E-A-T)
وای! این یکی رسماً یه سیلی محکم به صورت E-E-A-T هست.
فکرش رو بکن، من، نگین شیخ الاسلامی، یه مقاله در مورد «روشهای نوین جراحی قلب» بنویسم و زیرش امضا کنم «دکتر نگین شیخ الاسلامی، متخصص قلب و عروق». این یه فاجعه است!
این کار یعنی «جعل تخصص» (Expertise) و «جعل اعتبار» (Authoritativeness). گوگل روزبهروز داره باهوشتر میشه تا بفهمه نویسندهی واقعی کیه. اگه یه سایت در مورد نویسندههاش دروغ بگه، یا اصلاً صفحهی نویسنده نداشته باشه (مخصوصاً برای موضوعات حساس YMYL)، چطور میخواد «اعتماد» (Trustworthiness) گوگل رو جلب کنه؟
صادق باش. اگه متخصص نیستی، ننویس. اگه تجربه شخصی داری، از زاویهی «تجربه» (Experience) بنویس، نه از زاویهی «تخصص» پزشکی.
تبلیغات بیش از حد، مزاحم یا پنهان شده در قالب محتوا
و در آخر، میرسیم به تجربهی کاربری (UX). تا حالا وارد سایتی شدی که قبل از خوندن خط اول، یه پاپآپ کل صفحه رو بگیره، بعد یه بنر چسبان پایین صفحه باشه، یکی هم از بالا بیاد پایین؟
یا بدتر از اون: تبلیغاتی که خودشون رو شبیه «ادامهی مطلب» یا یه لینک داخلی معمولی جا میزنن. تو فکر میکنی داری میری یه بخش دیگه از مقاله رو بخونی، اما یهو وارد یه سایت فروشگاهی میشی.
این کارها یعنی بیاحترامی به تمرکز کاربر. یعنی تو «پول درآوردن» رو به «مفید بودن» ترجیح دادی. گوگل این رو میفهمه و ازش متنفره. محتوای مفید باید خوانا باشه، نه اینکه یه میدون مین از تبلیغات مزاحم باشه.
جریمهها و اقدامات دستی: عواقب نقض سیاستهای دیسکاور چیست؟
وقتی سیاستهای دیسکاور رو نقض میکنی، گوگل دو جور میتونه باهات برخورد کنه: یا یه جریمهی دستی (Manual Action) برات میفرسته، یا الگوریتمهاش یواشکی از فید حذفش میکنن.
چگونه یک جریمه (Manual Action) دیسکاور را در سرچ کنسول تشخیص دهیم؟
این حالت، در عین بد بودن، یه جورایی «خوب» هم هست!
«اقدام دستی» یا جریمه دستی یعنی یه انسان واقعی، یه کارمند گوگل، سایت تو رو بررسی کرده و به این نتیجه رسیده که تو داری قوانین رو زیر پا میذاری.
تشخیصش خیلی ساده است:
۱. وارد سرچ کنسول (Search Console) سایتت میشی.
۲. توی منوی سمت چپ، میری سراغ بخش «Security & Manual Actions».
۳. روی «Manual actions» کلیک میکنی.
اگه اونجا یه پیام واضح دیدی که مثلاً میگه «Discover policy violation» (نقض سیاست دیسکاور)، خب، متأسفانه باید بگم بله، تو رسماً جریمه شدی.
این مثل اینه که پلیس جلوتو بگیره و برگهی جریمه رو بده دستت. حداقلش اینه که دقیقاً میدونی مشکل چی بوده. معمولاً گوگل چندتا نمونه از صفحات مشکلدار رو هم بهت نشون میده تا بفهمی کجای کارت میلنگیده.
افت ناگهانی ترافیک دیسکاور: نشانههای پنالتی الگوریتمی
حالا میرسیم به سناریوی ترسناکتر.
تو سرچ کنسول رو چک میکنی، بخش «Manual Actions» تمیز و پاکه. هیچ پیامی نیومده. اما وقتی میری توی بخش «Performance» و فیلتر «Discover» رو فعال میکنی، نمودارت یهو سقوط کرده. دیروز ۱۰۰ هزارتا ایمپرشن داشتی، امروز صفر!
این یعنی تو «پنالتی الگوریتمی» شدی.
این دیگه کار یه بازبین انسانی نبوده. این خودِ الگوریتم گوگله (مثلاً یه بهروزرسانی مثل آپدیت محتوای مفید یا همون HCU) که به این نتیجه رسیده محتوای تو دیگه اون «کیفیت»، «اصالت» یا «E-E-A-T» لازم برای بودن توی اون فید شخصی و باارزش رو نداره.
این حالت خیلی بدتره، چون هیچ برگهی جریمهی مشخصی نداری. خودت باید کارآگاهبازی دربیاری و بفهمی کجای کارت با اون سیاستهایی که قبلاً در موردش حرف زدیم (کلیکبیت، تبلیغ زیاد، محتوای ضعیف و…) نمیخونه.
مراحل درخواست بازبینی (Reconsideration Request) پس از رفع کامل مشکلات
این بخش فقط و فقط برای جریمهی «دستی» (Manual Action) کاربرد داره. برای افت الگوریتمی نمیتونی درخواست بازبینی بدی؛ اونجا باید کلاً سایتت رو بهتر کنی و منتظر بمونی تا الگوریتم دوباره بهت اعتماد کنه.
اما اگه جریمه دستی شدی:
۱. نفس عمیق بکش و عصبانی نشو: اول دقیق بخون مشکل چی بوده.
۲. پاکسازی کامل: این مهمترین بخشه. اگه گوگل گفته تیترهات کلیکبیت بوده، فقط اون چندتا نمونهای که داده رو درست نکن. باید کل سایتت رو شخم بزنی. تمام تیترهای زرد، تمام عکسهای فریبنده، تمام تبلیغات مزاحم… همهچیز رو باید طبق استانداردها درست کنی.
۳. صادقانه توضیح بده: حالا وقت نوشتن «درخواست بازبینی» (Reconsideration Request) هست. اینجا جای بحث کردن با گوگل نیست. باید متواضع و صادق باشی.
* بگو: «متوجه شدم که این صفحات (مثلاً) سیاستهای شما در مورد عناوین اغراقآمیز رو نقض کرده بودن.»
* توضیح بده: «من نهتنها اون موارد، بلکه کل مقالات بخش X و Y رو بازبینی کردم، تیترها رو اصلاح کردم و مطمئن شدم که محتوای ما صادقانه و مفیده.»
* قول بده: «تضمین میدم که این رویه دیگه تکرار نمیشه و ما به اصول شما پایبندیم.»
اگه واقعاً مشکل رو حل کرده باشی، اون بازبین انسانی جریمه رو برمیداره و ترافیکت کمکم برمیگرده.
(تحلیل تخصصی) چرا برخی سایتها با وجود محتوای «خاکستری» همچنان در دیسکاور هستند؟
آخ! این همون سوالی که همیشه از من میپرسن: «نگین! پس چرا اون سایت خبری فلان که همهش تیتر زرد میزنه هنوز توی دیسکاوره، ولی من که دارم محتوای خوب مینویسم نیستم؟»
ببین، من کاملاً این حس ناامیدی رو درک میکنم. جوابش چندتا بخشه:
۱. اعتبار غولآسا (Legacy Authority): بعضی سایتها (مخصوصاً خبرگزاریهای خیلی قدیمی و بزرگ) اینقدر «اعتبار» (Authority) و «اعتماد» (Trust) طی سالها جمع کردن که گوگل یه کم باهاشون مهربونتره. E-E-A-T اینها اینقدر قویه که الگوریتم از چندتا تیتر زردشون چشمپوشی میکنه. (گرچه اینم داره روزبهروز کمتر میشه).
۲. هنوز نوبتشون نشده: الگوریتمهای گوگل مثل یه تور ماهیگیری بزرگن. ممکنه اون سایت الان داره خلاف میکنه، اما هنوز توی تور نیفتاده. تو داری اونی رو میبینی که داره با سرعت غیرمجاز میره، ولی هنوز پلیس نگرفتتش. دلیل نمیشه تو هم بخوای مثل اون رانندگی کنی!
۳. تعادل بین «موضوع داغ» و «کیفیت»: گاهی اوقات یه موضوع اینقدر داغ و ترند میشه که گوگل مجبوره سریعترین محتوا در مورد اون رو نشون بده، حتی اگه کیفیتش صددرصد عالی نباشه. اون سایتها روی موجهای کوتاهمدت سوار میشن، اما این یه استراتژی بلندمدت نیست.
توصیهی همیشگی من به بچههای «وزیر سئو» اینه: تو کاری به اونا نداشته باش. تو استراتژی خودت رو بر اساس «کیفیت» و «احترام به کاربر» بچین. بازی کردن توی منطقهی خاکستری، مثل راه رفتن روی یخ نازکه. شاید چند قدم بری جلو، اما بالاخره میشکنه.
تو تا حالا تجربهی این سقوط ترسناک ترافیک دیسکاور رو داشتی؟ الگوریتمی بوده یا دستی؟ چطور مدیریتش کردی؟
جمعبندی
خب، اینم از کالبدشکافی کامل سیاستهای دیسکاور.
اگه بخوام همهی این گپ چند قسمتی رو توی یه جمله برات خلاصه کنم، اینه: «دیسکاور، فیدِ اعتماد است.»
گوگل داره اعتبارش رو گرو میذاره تا به کاربر بگه: «هی! من فکر میکنم تو از این خوشت بیاد.» هر کاری که این اعتماد رو خراب کنه (از دروغ و کلیکبیت گرفته تا محتوای خطرناک و اطلاعات غلط)، تو رو از این فضا حذف میکنه. و در مقابل، هر کاری که این اعتماد رو بسازه (تجربه واقعی، تخصص، صداقت، و مفید بودن)، تو رو به قلب کاربر و صفحهی اول دیسکاورش نزدیکتر میکنه.
بازی کردن توی دیسکاور، یه بازی بلندمدته. ترفندهای کوتاهمدت شاید یه هفته جواب بدن، اما آخرش با یه آپدیت الگوریتمی یا یه جریمه دستی، همهچیز رو از دست میدی. پس بیا از اول کار درست رو انجام بدیم.
حالا تو بهم بگو؛ بعد از خوندن این موارد، فکر میکنی بزرگترین مانعی که جلوی سایت تو برای رفتن به دیسکاور وجود داره، کدوم یکی از این سیاستهاست؟ توی کامنتها تجربهت رو بنویس.