مقالات

گوگل دیسکاور در برابر شبکه‌های اجتماعی؛ تحلیل تغییر الگوی رفتار کاربران و آینده تولید محتوا

گوگل دیسکاور

تا همین چند سال پیش، دنیای سئو فقط یک قانون داشت: «منتظر بمان تا کاربر سوال بپرسد، بعد جوابش را بده». اما امروز وارد عصر جدیدی شده‌ایم که در آن گوگل قبل از اینکه حتی بدانیم چه می‌خواهیم، پاسخ را جلویمان می‌گذارد. خیلی‌ها به اشتباه فکر می‌کنند دیسکاور فقط نسخه دیگری از اینستاگرام یا تیک‌تاک است، اما وقتی دقیق‌تر نگاه می‌کنیم، متوجه می‌شویم که با یک مکانیزم کاملاً متفاوت طرف هستیم.

در این مقاله می‌خواهیم ذره‌بین را برداریم و ببینیم اکوسیستم گوگل دیسکاور چطور قواعد بازی تولید محتوا را تغییر داده است. قرار است یاد بگیریم چطور به جای جنگیدن با الگوریتم‌ها، محتوایی بسازیم که گوگل با افتخار آن را به کاربرانش پیشنهاد دهد. آماده‌اید؟

جدول کاربردی (مقایسه سریع گوگل دیسکاور و شبکه‌های اجتماعی)

ویژگی کلیدی گوگل دیسکاور (Google Discover) شبکه‌های اجتماعی (Social Media)
قصد کاربر (Intent) یادگیری و کشف اطلاعات مفید (Passive Info) سرگرمی و پر کردن وقت (Entertainment)
مبنای پیشنهاد گراف علایق (Interest Graph) و تاریخچه سرچ گراف اجتماعی (دوستان) و تعاملات
عمر محتوا ۲۴ تا ۷۲ ساعت (با قابلیت بازیافت مجدد) بسیار کوتاه (چند ساعت تا یک روز)
معیار موفقیت نرخ کلیک (CTR) و رضایت کاربر (Dwell Time) لایک، کامنت و اشتراک‌گذاری
نوع ترافیک انفجاری و مبتنی بر کیفیت محتوا پیوسته و مبتنی بر تعداد فالوور

ظهور «جستجوی بدون کوئری»؛ گوگل دیسکاور چگونه بازی را تغییر داد؟

بیایید رو‌راست باشیم؛ تا قبل از گوگل دیسکاور، دنیای سئو حول یک محور اصلی می‌چرخید: «کاربر چه چیزی را تایپ می‌کند؟». تمام استراتژی ما این بود که حدس بزنیم مخاطب چه کلماتی را در باکس جستجو می‌نویسد و ما برای همان‌ها دام پهن می‌کردیم. اما «جستجوی بدون کوئری» (Queryless Search) قواعد بازی را عوض کرد.

در اینجا دیگر کاربر سوالی نمی‌پرسد، بلکه گوگل قبل از اینکه کاربر حتی بداند چه می‌خواهد، پاسخ را جلویش می‌گذارد. این یعنی تغییر فاز از «پاسخ به تقاضا» به «پیش‌بینی تقاضا».

در گوگل دیسکاور، ما با یک سیستم Push (هل دادن محتوا به سمت کاربر) طرف هستیم، برعکس جستجوی سنتی که سیستم Pull (بیرون کشیدن محتوا توسط کاربر) بود. گوگل با استفاده از هوش مصنوعی و تحلیل میلیاردها داده، رفتار گذشته کاربر را آنالیز می‌کند تا آینده را پیش‌بینی کند. برای ما به عنوان متخصص محتوا، این یعنی تمرکز صرف روی کلمات کلیدی دیگر کافی نیست؛ باید روی موضوعات (Topics) و موجودیت‌ها (Entities) تمرکز کنیم تا گوگل بفهمد ما در چه حوزه‌ای مرجع هستیم.

گذار از «گراف اجتماعی» (Social Graph) به «گراف علایق» (Interest Graph)

این یکی از جذاب‌ترین بحث‌های فنی این روزهاست. در دوران اوج فیسبوک و توییتر قدیم، الگوریتم‌ها بر اساس گراف اجتماعی کار می‌کردند. یعنی: «چون دوستانِ تو این محتوا را لایک کرده‌اند، احتمالا تو هم دوست داری.» اما این مدل یک ایراد بزرگ داشت: لزوماً علایق من با پسرخاله‌ام یکی نیست!

گوگل دیسکاور (و البته تیک‌تاک) بازی را به سمت گراف علایق بردند. در این مدل:

  • مهم نیست چه کسی را فالو دارید.
  • مهم نیست دوستانتان چه می‌کنند.
  • مهم این است که شما دیشب چه مقاله‌ای خواندید، در یوتیوب چه ویدئویی دیدید و در کروم روی چه لینک‌هایی مکث کردید.

این برای ما نویسنده‌ها و سئوکارها خبر فوق‌العاده‌ای است. چرا؟ چون در گراف علایق، محتوا پادشاه است، نه تعداد فالوور. اگر محتوای شما دقیقاً منطبق بر “Interest” یا علاقه لحظه‌ای کاربر باشد، گوگل آن را نمایش می‌دهد، حتی اگر سایت‌تان خیلی بزرگ نباشد. اینجا E-E-A-T (تخصص و اعتبار) نقش کلیدی بازی می‌کند تا گوگل مطمئن شود این علاقه را با منبع معتبری پاسخ می‌دهد.

تفاوت مکانیزم پیشنهاد محتوا در دیسکاور با الگوریتم‌های اینستاگرام و تیک‌تاک

شاید در نگاه اول گوگل دیسکاور شبیه فید اینستاگرام یا تیک‌تاک به نظر برسد (اسکرول بی‌نهایت محتوا)، اما “قصد” (Intent) و “دیتا”ی پشت آن‌ها کاملاً متفاوت است و درک این تفاوت برای استراتژی محتوایی ما حیاتی است:

۱. منابع داده‌ای (Data Sources):

  • تیک‌تاک و اینستاگرام: بیشتر روی تعاملات درون‌برنامه‌ای تمرکز دارند (لایک، کامنت، واچ‌تایم ویدیو).
  • گوگل دیسکاور: به اقیانوسی از داده متصل است که شبکه‌های اجتماعی خوابش را می‌بینند؛ یعنی تاریخچه جستجو (Search History)، فعالیت‌های وب و اپلیکیشن (Web & App Activity)، موقعیت مکانی و حتی ایمیل‌های رزرو هتل. دیسکاور دقیق‌تر می‌داند شما «واقعاً» دنبال چه هستید، نه فقط اینکه چه چیزی شما را سرگرم می‌کند.

۲. هدف محتوا (Content Goal):

  • شبکه‌های اجتماعی: هدف اصلی «سرگرمی» (Entertainment) و نگه‌داشتن کاربر با ترشح دوپامین است.
  • گوگل دیسکاور: هدف اصلی «اطلاع‌رسانی و یادگیری» (Informational & News) است. محتوایی که در دیسکاور وایرال می‌شود، معمولاً مقالات خبری، آموزشی، بررسی محصول یا راهنماهای خرید است، نه ویدیوهای رقص یا طنز.

۳. طول عمر محتوا (Lifespan): در تیک‌تاک محتوا ممکن است ماه‌ها بچرخد، اما در دیسکاور چرخه حیات معمولاً کوتاه‌تر (۲۴ تا ۷۲ ساعت) است، مگر اینکه محتوای همیشه سبز (Evergreen) بسیار قوی باشد.

به عنوان یک تجربه عملی، اگر می‌خواهید ورودی دیسکاور بگیرید، به جای تقلید از سبک اینفلوئنسرهای اینستاگرام، روی تیترهای جذاب اما واقعی (بدون کلیک‌بیت فریبنده) و تصاویر باکیفیت (عرض حداقل ۱۲۰۰ پیکسل) تمرکز کنید که یک نیاز اطلاعاتی یا کنجکاوی را برطرف می‌کنند.

تحلیل روانشناختی رفتار کاربر: آیا دیسکاور اعتیادآور است یا مفید؟

وقتی درباره روانشناسی دیسکاور صحبت می‌کنیم، روی لبه باریکی راه می‌رویم. بیایید صادق باشیم؛ دیسکاور از همان مکانیسم‌های نورولوژیک (عصبی) استفاده می‌کند که شبکه‌های اجتماعی را اعتیادآور کرده است: «پاداش متغیر» (Variable Reward). کاربر صفحه را رفرش می‌کند و نمی‌داند قرار است با چه چیزی مواجه شود؛ یک خبر هیجان‌انگیز، یک آموزش کاربردی یا یک پیشنهاد خرید جذاب.

اما تفاوت کلیدی اینجاست: در حالی که اینستاگرام اغلب برای «کشتن وقت» استفاده می‌شود، دیسکاور توسط گوگل به گونه‌ای مهندسی شده که حس «مفید بودن» را القا کند. این یعنی کاربر همزمان که دوپامین دریافت می‌کند، احساس می‌کند چیزی یاد گرفته یا از اخبار مهم مطلع شده است. برای ما سئوکارها، درک این نکته یعنی محتوای ما نباید فقط جذاب (Clicky) باشد، بلکه باید در همان چند ثانیه اول حس «ارزش‌آفرینی» را به مغز کاربر مخابره کند، وگرنه در دسته «سرگرمی‌های پوچ» قرار می‌گیرد و کاربر سریعاً خارج می‌شود.

بررسی قصد کاربر (User Intent): پیمایش برای سرگرمی یا یادگیری؟

در سئوی کلاسیک، ما همیشه دنبال «قصد جستجو» (مثل Informational یا Transactional) هستیم. اما در دیسکاور، ما با یک پدیده متفاوت روبرو هستیم: «قصد منفعل» (Passive Intent).

در اینجا کاربر دنبال پاسخ خاصی نیست؛ او در حالت «کشف» (Discovery Mode) قرار دارد.

  • پیمایش برای سرگرمی؟ بله، بخشی از آن سرگرمی است، اما نه از نوع طنز و رقص. سرگرمی در دیسکاور یعنی «ارضای حس کنجکاوی».
  • پیمایش برای یادگیری؟ قطعاً. اما یادگیریِ بدون فشار. کاربر نمی‌خواهد یک مقاله ۳۰۰۰ کلمه‌ای آکادمیک بخواند؛ او می‌خواهد یک نکته جدید درباره تکنولوژی، سلامت یا ورزش یاد بگیرد که خواندنش راحت باشد.

تجربه عملی من نشان داده که بهترین محتواها برای دیسکاور، آن‌هایی هستند که این دو را ترکیب می‌کنند: «اطلاعات مفید در بسته‌بندی سرگرم‌کننده». اگر تیتر شما خیلی خشک و رسمی باشد، در رقابت با تصاویر رنگارنگ دیسکاور دیده نمی‌شود. اگر هم زیادی زرد باشد، شاید کلیک بگیرد اما کاربر سریع می‌فهمد که محتوا پوچ است.

نقش «رضایت کاربر» در بازگشت به فید دیسکاور

اینجا جایی است که خیلی از سایت‌ها ضربه می‌خورند. گوگل دیسکاور به شدت روی سیگنال‌های پس از کلیک حساس است. فقط گرفتن کلیک (CTR بالا) کافی نیست؛ حتی می‌تواند خطرناک باشد!

اگر کاربر روی لینک شما کلیک کند و بلافاصله (زیر ۱۰ ثانیه) دکمه بازگشت (Back) را بزند، الگوریتم دیسکاور این پیام را دریافت می‌کند: «این محتوا فریبنده بود و کاربر را راضی نکرد نتیجه؟ حذف تدریجی سایت شما از فید آن کاربر و کاربران مشابه.

رضایت کاربر در دیسکاور یعنی:

  1. زمان ماندگاری (Dwell Time): آیا کاربر واقعاً متن را خواند؟
  2. تعامل بیشتر: آیا اسکرول کرد؟ روی لینک‌های داخلی کلیک کرد؟
  3. عدم بازگشت سریع: این مهم‌ترین فاکتور است. محتوای شما باید آنقدر درگیرکننده باشد که کاربر احساس کند وقتش تلف نشده است. در واقع، گوگل پاداش را به سایت‌هایی می‌دهد که به “وعده تیتر خود” عمل می‌کنند.

چرا کاربران به محتوای دیسکاور بیشتر از تبلیغات سوشال اعتماد می‌کنند؟

این یک نکته روانشناختی ظریف به نام «اثر تأیید پلتفرم» (Platform Endorsement Effect) است.

وقتی کاربری در اینستاگرام یا وب‌سایت‌های خبری با بنرهای تبلیغاتی مواجه می‌شود، گارد دفاعی ذهنش فعال است: «این یک تبلیغ است و می‌خواهد چیزی به من بفروشد.» اما گوگل دیسکاور ماهیت متفاوتی دارد:

  1. حس توصیه شخصی: دیسکاور محتوا را طوری نمایش می‌دهد که انگار گوگل (که کاربر به هوشمندی‌اش اعتماد دارد) اختصاصاً این مقاله را برای او پیدا کرده است.
  2. همرنگی با بافت (Native Feel): محتوای دیسکاور تبلیغ نیست؛ یک مقاله یا خبر واقعی است. این باعث می‌شود مقاومت ذهنی کاربر شکسته شود.
  3. مرجعیت (Authority): کاربران به طور ناخودآگاه فکر می‌کنند: «اگر این مقاله در صفحه اول گوگل کروم من آمده، حتماً معتبر یا مهم است.»

بنابراین، اگر محتوای شما راهش را به دیسکاور باز کند، شما با یک «پیش‌فرض اعتماد» وارد ذهن مخاطب شده‌اید. هنر ما این است که با محتوای باکیفیت و صادقانه، از این اعتماد سواستفاده نکنیم، بلکه آن را تقویت کنیم تا تبدیل به مشتری وفادار شوند.

آیا گوگل دیسکاور واقعاً جایگزین شبکه‌های اجتماعی می‌شود؟ (بررسی داده‌ها)

بیایید با واقعیت روبرو شویم: گوگل دیسکاور قرار نیست جایگزین «ارتباطات» ما در شبکه‌های اجتماعی شود، اما قطعاً در حال بلعیدن «زمان سرگرمی» ماست. اگر به داده‌های رفتار کاربر نگاه کنیم، می‌بینیم که دیسکاور دارد جایگزین آن لحظاتی می‌شود که ما بی‌هدف در اینستاگرام یا توییتر اسکرول می‌کردیم تا فقط چیزی ببینیم (Boredom Scrolling).

از نظر فنی، دیسکاور رقیب مستقیم پلتفرم‌های محتوایی است، نه پلتفرم‌های پیام‌رسان. داده‌ها نشان می‌دهند کاربرانی که از طریق دیسکاور وارد سایت می‌شوند، در فاز «کشف کردن» هستند، درست مثل زمانی که در اکسپلور اینستاگرام می‌چرخند. اما تفاوت بزرگ اینجاست: دیسکاور به جای اینکه شما را در پلتفرم خودش نگه دارد (Walled Garden)، شما را به وب‌سایت اصلی هدایت می‌کند. پس دیسکاور جایگزین سوشال مدیا نمی‌شود، بلکه یک کانال توزیع محتوای قدرتمند است که قواعد بازی در آن حرفه‌ای‌تر و مبتنی بر وبِ باز (Open Web) است.

مقایسه نرخ تعامل (Engagement Rate) و زمان ماندگاری در صفحه

اینجا جایی است که تفاوت کیفیت ترافیک مشخص می‌شود. تجربه من در تحلیل پروژه‌های مختلف نشان می‌دهد که ترافیک ورودی از شبکه‌های اجتماعی معمولاً نرخ پرش (Bounce Rate) بالایی دارد. چرا؟ چون کاربر سوشال عادت کرده به محتوای کپسولی و سریع. او کلیک می‌کند، ۱۰ ثانیه نگاه می‌کند و اگر بلافاصله جذب نشد، برمی‌گردد.

اما در دیسکاور داستان متفاوت است:

  • زمان ماندگاری (Time on Page): کاربر دیسکاور معمولاً در حالتی است که آماده خواندن است (Reading Mode). طبق آمارهایی که در سرچ کنسول و آنالیتیکس می‌بینیم، میانگین زمان ماندگاری کاربران دیسکاور اغلب ۱.۵ تا ۲ برابر بیشتر از ورودی‌های سوشال است.
  • عمق بازدید: چون دیسکاور بر اساس علایق عمیق کاربر (Interest Graph) پیشنهاد می‌دهد، احتمال اینکه کاربر پس از خواندن مقاله، روی لینک‌های داخلی مرتبط کلیک کند، بیشتر است. در حالی که در سوشال، کاربر عجله دارد زودتر به فید خودش برگردد تا پست بعدی را ببیند.

نقاط قوت دیسکاور: ماندگاری محتوا و ترافیک ارگانیک پایدار

شاید با دیدن تیتر تعجب کنید، چون دیسکاور معروف است به ترافیک‌های سینوسی و لحظه‌ای (Spikes). اما منظور من از «پایداری» چیز دیگری است.

در شبکه‌های اجتماعی (مثل توییتر یا استوری اینستاگرام)، عمر مفید محتوا نهایتاً ۲۴ تا ۴۸ ساعت است. بعد از آن، محتوا عملاً دفن می‌شود. اما دیسکاور یک ویژگی طلایی دارد: «بازیافت محتوای سبز» (Evergreen Content Resurfacing). بارها دیده‌ام که گوگل دیسکاور یک مقاله که ۳ ماه پیش نوشته شده و کیفیت بالایی دارد (E-E-A-T قوی) را ناگهان به کاربرانی که تازه به آن موضوع علاقه‌مند شده‌اند، نشان می‌دهد.

علاوه بر این، ترافیک دیسکاور به طور غیرمستقیم روی ترافیک ارگانیک پایدار (SEO) تاثیر می‌گذارد. وقتی دیسکاور موجی از کاربران را به سایت می‌فرستد و آن‌ها رفتار خوبی نشان می‌دهند (ماندگاری بالا)، این یک سیگنال قوی به الگوریتم‌های اصلی گوگل است که: «این سایت در این موضوع اتوریتی دارد.» نتیجه؟ بهبود رتبه‌های کلمات کلیدی در سرچ معمولی.

نقاط ضعف: نبود تعامل دوطرفه (لایک، کامنت و دایرکت)

به عنوان کسی که دغدغه تبدیل (Conversion) دارد، باید بگویم این بزرگترین پاشنه آشیل دیسکاور است. دیسکاور یک رسانه «تک‌گویی» (Monologue) است.

در اینستاگرام یا لینکدین، شما زیر پست کامنت می‌گیرید، بحث شکل می‌دهید و در دایرکت با مخاطب ارتباط می‌گیرید. این یعنی «جامعه‌سازی» (Community Building). اما در دیسکاور:

  1. هیچ دکمه لایکی وجود ندارد که به شما بازخورد آنی بدهد (مگر دکمه لایک خود مرورگر که دیتای آن خیلی شفاف به وبمستر نمی‌رسد).
  2. بخش کامنتی در کار نیست.
  3. شما نمی‌دانید چه کسی محتوا را دیده است (فقط آمار کلی دارید).

بنابراین، استراتژی ما نباید این باشد که در دیسکاور با مخاطب دوست شویم. استراتژی درست این است: «از دیسکاور ورودی بگیریم و در زمین خودمان (سایت) با او دوست شویم این یعنی اهمیت داشتن باکس‌های دعوت به اقدام (CTA) برای عضویت در خبرنامه یا بخش نظرات فعال در سایت، صد برابر می‌شود.

استراتژی محتوای ترکیبی: چگونه هم در سوشال و هم در دیسکاور دیده شویم؟

خیلی از دوستان از من می‌پرسند: «حسین، باید بین سوشال مدیا و سئو سایت یکی را انتخاب کنیم؟» پاسخ من همیشه یک «نه» قاطع است. امروز، برنده کسی است که بتواند یک اکوسیستم بسازد.

در استراتژی ترکیبی، ما به سوشال مدیا (مثل لینکدین، توییتر یا اینستاگرام) به چشم «جرقه‌زن» نگاه می‌کنیم. وقتی محتوایی در سوشال وایرال می‌شود یا بحث ایجاد می‌کند، گوگل این سیگنال‌های اجتماعی (Social Signals) و ترافیک ورودی را می‌بیند. اینجاست که جادو اتفاق می‌افتد: گوگل دیسکاور عاشق محتوایی است که «همین الان» مورد توجه مردم است.

پس استراتژی ما این است:

  1. موضوعات داغ (Trending) را در سوشال شناسایی می‌کنیم.
  2. یک محتوای عمیق و کامل (فراتر از کپشن اینستاگرام) در سایت منتشر می‌کنیم.
  3. از سوشال به سایت لینک می‌دهیم تا موج اولیه ترافیک ایجاد شود.
  4. الگوریتم دیسکاور این موج را می‌گیرد و آن را به اقیانوسی از کاربران جدید نشان می‌دهد.

اهمیت E-E-A-T و تخصص نویسنده در رتبه‌گیری دیسکاور

اینجا جایی است که باید خیلی جدی باشیم. گوگل دیسکاور مثل سرچ معمولی نیست که فقط با کلمات کلیدی بالا بیایید. دیسکاور محتوا را مستقیماً به کاربر پیشنهاد می‌دهد، پس گوگل باید ۱۰۰٪ مطمئن باشد که این محتوا امن، درست و قابل اعتماد است. اینجاست که چارچوب E-E-A-T (تجربه، تخصص، اعتبار، اعتماد) حکم مرگ و زندگی را دارد.

من در پروژه‌های “وزیر سئو” بارها دیده‌ام که مقالاتی با محتوای عالی فقط به خاطر مشخص نبودن نویسنده، وارد دیسکاور نشدند. برای اینکه در دیسکاور دیده شوید، باید برای گوگل شفاف سازی کنید:

  • نویسنده کیست؟ (داشتن پروفایل نویسنده با عکس و بیوگرافی واقعی).
  • چقدر تجربه دارد؟ (لینک به لینکدین و سایر آثار نویسنده).
  • چرا باید اعتماد کنیم؟ (منابع و ارجاعات معتبر در متن).

یادتان باشد، در دیسکاور، «اعتبار نویسنده» (Author Authority) به اندازه «اعتبار دامنه» (Domain Authority) مهم است. گوگل می‌خواهد بداند این مطلب را یک متخصص نوشته، نه یک ربات هوش مصنوعی یا نویسنده بی‌نام و نشان.

خلق محتوای «مردم‌محور» (People-First) به جای «موتور جستجو محور»

گوگل مدتی است که با آپدیت‌های “Helpful Content” فریاد می‌زند: «برای آدم‌ها بنویسید، نه برای من اما فرق این دو چیست؟

  • محتوای موتور جستجو محور: پر از کلمات کلیدی تکراری است، طولانی است فقط برای اینکه طولانی باشد، و حرف جدیدی برای گفتن ندارد (فقط بازنویسی رقباست). این محتوا شاید در سرچ سنتی رتبه بگیرد (که آن هم سخت شده)، اما در دیسکاور هیچ شانسی ندارد.
  • محتوای مردم‌محور (People-First): مستقیماً می‌رود سر اصل مطلب. لحنش طبیعی و انسانی است. به سوالات پاسخ می‌دهد و مهم‌تر از همه، یک «ارزش افزوده» یا «بینش جدید» (Insight) دارد.

برای دیسکاور، از خودتان بپرسید: «اگر هیچ موتور جستجویی وجود نداشت، آیا باز هم کسی حاضر بود این متن را بخواند و برای دوستش بفرستد؟» اگر پاسخ مثبت است، شما در مسیر درست هستید. دیسکاور عاشق محتوایی است که احساسات، کنجکاوی یا نیاز واقعی انسان‌ها را هدف قرار دهد.

استفاده از تصاویر و تیترهای غیر زرد اما جذاب (Click-Worthy vs Clickbait)

این ظریف‌ترین مرز در تولید محتوای دیسکاور است. ما می‌خواهیم کاربر کلیک کند، اما نمی‌خواهیم به او دروغ بگوییم.

  • کلیک‌بیت (Clickbait – زرد): «این میوه سرطان را درمان می‌کند!» (دروغ، اغراق، فریب). نتیجه: کلیک بالا، خروج سریع کاربر، جریمه شدن سایت توسط گوگل.
  • کلیک‌خور (Click-Worthy – جذاب): «۵ تغییر کوچک در رژیم غذایی که انرژی روزانه‌ام را دو برابر کرد». (کنجکاوی برانگیز، وعده مشخص، واقعی).

نکته فنی و تجربی من درباره تصاویر: در دیسکاور، تصویر شاخص (Thumbnail) پادشاه است. لطفاً از عکس‌های تکراری استوک (Stock Photos) که همه جا هستند استفاده نکنید.

  1. سایز عکس: حتماً عرض تصویر حداقل ۱۲۰۰ پیکسل باشد و از تنظیمات max-image-preview:large در متاتگ روباتس استفاده کنید.
  2. محوریت عکس: تصویر باید داستان داشته باشد. چهره انسان (مخصوصاً با احساسات مشخص مثل تعجب یا خوشحالی) معمولاً نرخ کلیک (CTR) بالاتری می‌گیرد. تصویر باید مکمل تیتر باشد، نه فقط یک فضای خالی پرکن.

جمع‌بندی (گوگل دیسکاور)

خب دوستان، به انتهای بحث رسیدیم. اگر بخواهم کل این مقاله را در چند جمله برایتان خلاصه کنم، باید بگویم: گوگل دیسکاور و شبکه‌های اجتماعی رقیب هم نیستند، بلکه دو بال پرواز برای برند شما هستند.

یادتان باشد که دیسکاور عاشق محتوای باکیفیت، نویسنده متخصص (E-E-A-T) و تیترهای جذابی است که به وعده خود عمل می‌کنند. دنبال دور زدن الگوریتم یا استفاده از تیترهای زرد نباشید، چون شاید یک‌بار ورودی بگیرید، اما اعتماد گوگل را برای همیشه از دست می‌دهید. بهترین استراتژی این است که محتوایی بنویسید که اگر هیچ گوگلی هم وجود نداشت، باز هم ارزش خواندن داشته باشد.

امیدوارم این نکات به شما کمک کند تا استراتژی محتوایی‌تان را هوشمندانه‌تر بچینید. اگر سوالی در مورد بهینه‌سازی تصاویر یا نحوه نوشتن تیتر برای دیسکاور دارید، حتماً بپرسید تا بیشتر صحبت کنیم. موفق باشید!

author-avatar

درباره حسین محمودی

سئو رو از روی علاقه شروع کردم و توی این ۱ سال و نیم یاد گرفتم که موفقیت فقط با یادگیری مداوم اتفاق می‌افته. من همیشه دنبال بهترین راه برای دیده‌شدن کسب‌وکارها هستم؛ بدون حاشیه و با تمرکز روی نتیجه.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *